گزارشی از باغ موزه دفاع مقدس
کلنگ این باغ موزه در زمینی به مساحت 200 هزار متر مربع و زیربنای ساختمانی بالغ بر 42000 هزار متر مربع در سال 86 زده شد. یک بخش این مجموعه را باغ راهی در فاصله میان دو اتوبان شهید حقانی و شهید همت در بر می گیرد و برای تفریح مردم ساخته شده و در آن المان هایی از دوران دفاع مقدس نصب است.
تهران_حیات
روبروی
پارک طالقانی بود. پرچم بزرگ کشورمون که به احتزاز در اومده بود نظرم رو جلب کرد. پرچمی که بزرگترین پرچم های دنیا در سومین
برج پرچم جهان از نظر ارتفاع بود. پرچمی که رنگ سرخش یادآور شهدایی بود که با خونشون درختهای انقلاب را آبیاری
کردند شهدایی که شاید بعد از عاشورا مثل آنها را تاریخ به خود ندیده است.
بخش
دیگر را موزه دفاع مقدس که خود از تالارهای 8 گانه برای روایت هر آنچه از زمان پیروزی
انقلاب اسلامی تا پایان جنگ تحمیلی اتفاق افتاده و حتی نمایش امروز دست آوردهای علمی،
فرهنگی و هر آنچه که فرزندان انقلاب تا کنون به ثمر رسانده اند تشکیل میداد.
تالار
آستانه، تالار حیرت و حقانیت، تالار دفاع، تالار آرامش و مقابله، تالار شهادت،
تالار پیروزی، تالار سرانجام و تالار نماد مقاومت نام تالارهایی است که شاید تاریخ
80 ساله انقلاب را میخواست برای ما نمایش بده.
در
باغ دره جشنوارهای از نور، ۱۶ میلیون رنگ، آب و آتش فراهم شده تا هر شب به تناسب زمان،
بزرگترین فستیوال نوری ایران اجرا شود. برای اجرای این نمایش بزرگ، در داخل دریاچه
باغ موزه یکصد فواره آب با چیدمان یک دایره به قطر ۳۰ متر و با ارتفاع ۱۵ متر در
۲۵۶ برای نمایش لیزری طراحی شده است.
نور،
لیزر و صدا در میانه این فوارههای بلند فضای منحصر به فردی را پیشکش بازدیدکنندگان
باغ دره باغ موزه دفاع مقدس میکند.
فضایی
که با استفاده از ۴۴ دستگاه مه ساز شرایطی را برای بیننده به وجود میآورد که تا به
حال در هیچ کجای دنیا شاهد آن نبوده است.
داستان
نورافشانی باغ موزه در جایی به اوج خود میرسد که پر قدرتترین لیزر دنیا در مناسبتهای
مختلف تصاویر و نوشتههای مربوط به آن زمان را بر روی رشته کوه البرز به نمایش میگذارد،
جایی که در فاصله ۲۰ کیلومتری باغ موزه دفاع مقدس قرار دارد.
از
مهمترین بخشهای این موزه دفاع مقدس، کتابخانه تخصصی آن است که با هدف ایجاد جامعترین
کتابخانه تخصصی در حوزه دفاع مقدس و تأمین نیازهای اطلاعاتی پژوهشگران و علاقهمندان
به فرهنگ و تاریخ ارزشمند این دوران و همچنین ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در این
حوزه بنیان گذاشته شده است.
با
توجه به مدت زیادی که از آغاز فعالیتهای ادبی در حوزه دفاع مقدس میگذشت، مهمترین
مرحله ایجاد کتابخانه تخصصی موزه دفاع مقدس، مرحله مجموعهسازی آن بود؛ چرا که دسترسی
و دستیابی به منابعی که در طول بیش از سه دهه، تألیف و منتشر شدهاند، کاری بسیار دشوار
و سنگین مینمود و همتی عالی و انگیزهای الهام گرفته از روحیه خستگیناپذیر رزمندگان
دوران دفاع مقدس را طلب میکرد.
کتابداران
موزه دفاع مقدس با همین روحیه و در طول مدت زمان 2 سال، از طریق منابع و مراکز مرتبط
مانند ناشران، نمایشگاه های کتاب، مراکز فروش کتاب و کتابخانه های شخصی، موفق به شناسایی
و تأمین بخش قابل توجهی از تالیفات شدند. تأمین بخش مهم دیگری از آثار که به علت نایاب
بودن، دسترسی به آنها ممکن نبود، فقط از طریق اهداء توسط کتابخانههای دیگر امکانپذیر
بود که خوشبختانه با همکاری صمیمانه کتابخانه ملی ایران، کتابخانه ایثار و شهادت بنیاد
شهید و امور ایثارگران، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه پژوهشکده دفاع مقدس،
کتابخانه نیروی زمینی ارتش و کتابخانه دافوس سپاه مقدور گردید.
این
کتابخانه با مجموعهای کمنظیر با حدود 12000 عنوان کتاب و آثار غیرکتابی، شامل کتابهای
فارسی، لاتین و عربی، پایان نامهها، اطلسهای جنگ ایران و عراق، الواح فشرده، نشریات
ادواری و آرشیو مجلات در این حوزه فعالیت می کنه مجموعه ای که منبع بزرگی برای هر
پژوهشگر هستش.
منابع
کتابخانه بر اساس ردهبندی کنگره (LC) فهرستنویسی و سیستم قفسهبندی آن به صورت بسته اجرا شده است که اطلاعات
کتابشناختی و فهرست برگه و چکیده منابع آن از طریق نرمافزار کتابداری سیمرغ قابل بازیابی
است.
دره
ای بزرگ مملو از درختان و گل و گیاه که تا متروی مصلای تهران ادامه داشت و میان آن
حوزی بزرگ با فواره های مکانیزه خودنمایی می کرد. مکان ورودی نامش باغ دره بود که با
ادوات جنگی تزئین شده است.
باغ
موزه دفاع مقدس یادگاری از دوران تجاوز دشمن به خاک ایران است که با سلحشوری و رشادت
بهترین فرزندان این آب و خاک ناکام ماند. میراثی ماندگار که با بهره گیری از بهترین
و آخرین تکنولوژیهای روز بهترین فضا را برای معرفی فرهنگ پایداری به نسل امروز مهیا
کرده است.
اکنون
24 سال است که از جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس می گذرد، جنگی که به گفته بنیانگذار
انقلاب نعمت بود، همان نعمتی که قدرش را ندانستیم. دربهای آسمان هشت سال بر روی افلاکیان
خاک نشین باز بود و آنها که پر پرواز داشتند پریدند و عده ای هم با طعم شهادت ماندند
تا سهم بیشتری از بهشت نصیبشان شود و گروهی دیگر یاد و عطر آن روزها را در صندوقچه
دلشان محبوس کرده و دل در گرو زرق و برق دنیا سپردند.
از
درب که وارد می شوی تا انتهای این دالان تاریخی چند ساعتی راه است و برگ برگ تاریخ
80 سال قبل تا امروز ایران به تصویر کشیده می شود.
تالار
آستانه
در
منزل اول شرح مختصری از وقایع انقلاب و تصویر گذرایی از تاریخ 50 سال قبل از انقلاب
ایران ( قیام مردم قم تا پیروزی و رفراندوم سال 58 ) روایت و ایران سال 42 تا 57 را
با هولوگرام و تصاویر سه بعدی و متحرک به همراه فیلم نمایش داده می شود.
در
این سالن مجموعه ای از تصاویر ثابت و متحرک سخنرانیها، نامه ها، قراردادهای بین المللی،
عزل و نصبها، ترورها و وقایع ایران قاجاریه و پهلوی ورق می خورد تا بیننده قبل از ورود
به تاریخ دفاع مقدس نیم نگاهی به وضعیت ایران دهه 40 داشته باشد.
تالار
حیرت و حقانیت
هنگام
ورود به منزل دوم تصویر پاره کردن توافق نامه الجزایر به دست صدام نمایش داده می شود
و صدای او که می گوید من سه ساعته تهران را اشغال می کنم. با دیدن این تصاویر بازدید
کننده وارد منزل دوم می شود. پس از ورود به تالار حیرت صدای مهیب بمباران، هواپیما
و آژیر خطر بیننده را شوکه می کند آنچنانکه یک لحظه خود را میان سالهای دهه 60، اوایل
انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی می بیند. تصاویر به سرعت می گذرند، صدای فریادها، شلیک و
ترور شخصیتهای سیاسی و مذهبی، اعزام رزمندگان به جبهه و هزارن اتفاقی که بیننده را
محصور خود می کند. نمایش تصویری سه بعدی از امام خمینی (ره) که صدام را به دیوانه ای
تشبیه می کند پایان تالار حیرت است.
تالار
دفاع
وقتی
بازدیدکنندگان وارد سالن شماره سه می شوند هوا ناگهان سرد می شود، مثل شبهای دشتهای
کردستان، صدای راه رفتن روی آب را می شنوی، مثل روزهای عملیات در آبهای کارون و اروندرود،
زمین و دیوارهای بلندش می لرزد آنطور که از هجوم صدای بمباران، تصاویر انفجار و لرزشهای
محیط اطراف ترس وجود انسان را دربر می گیرد. راهنمایان باغ موزه هم فضا را ملتهب کرده
و با انجام نمایشهایی مربوط به صحنه های جنگ در تلاشند بازدیدکنندگان را بیشتر در حال
و هوای روزهای جبهه قرار دهند.
تالار
آرامش و مقابله
تالار
آرامش را به دلیل حضور فرماندهان در اتاق فرماندهی و آرامش قبل از طوفان حملات ایران
بر رژیم بعثی به این نام می خوانند. بازدید کننده پس از ورود به تالار خود را میان
تصاویری سه بعدی از نقشه های عملیات و فرماندهان بزرگی که سکان هدایت جنگ را برعهده
داشتند می بیند. پس از چند لحظه فضای تالار تغییر می کند و روایتی از اوضاع و احوال
سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین المللی کشور برای بیننده عنوان می شود.
تالار
شهادت
تالار
پنجم با قدم نهادن بر روی پل معلقی از جنس چوب و پلاستیک آغاز می شود. پلی که گویای
پل صراط است و آدمی با ترس و اضطراب بر روی آن قدم می گذارد. با طی هر قدم بر روی این
پل تصاویر شهدای دوران دفاع مقدس در اطراف تالار نمایان می شود. گویی به سلامت از پل
صراط گذشته اند. اما آنانی که از پیش رویشان می گذرند بیم آن دارند که هر لحظه زیر
پایشان خالی شود. چشم که می چرخانی تمام محیط مزین به تصاویر شهداست و اسامی بسیاری
از شهدای دفاع مقدس از جلوی چشمانت عبور می کند. در این هنگام تصویر سه بعدی شهید آوینی
نمایان شده و روایت خرمشهر و مجنون و اروند را برایت بازگو می کند.
تالار
پیروزی
در تالار پیروزی روایت هشت سال دفاع مقدس و بحرانهای
سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن سالها بازگو می شود. شرح وقایع قبل و بعد از قبول قطعنامه
597، افزایش تحریمهای بین المللی علیه ایران و فعالیت گروهکهای منافقین به خصوص عملیات
مرصاد که در نهایت برملا شدن توطئه منافقین و پیروزی غیور مردان وطن را به همراه داشت.
تالار
سرانجام
این
تالار با واقعه جانگداز رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آغاز می شود. به طوریکه
به محض ورود، 9 آینه می بینیم که تصویر صندلی خالی حضرت امام در بالکن جماران بر روی
آنها منعکس می شود و به بیننده این نکته را یادآور می شود که ایشان دیگر در میان ما
نیست. سپس بالکن بازسازی شده حسینیه جماران و صندلی امام خودنمایی می کند، جائیکه اکثر
سخنرانی های ایشان در آنجا صورت می گرفت.
پس
از عبور از این قسمت، به وسیله ی یک ویدئو پروژکشن شاهد تصاویری از راهپیمایی های
22 بهمن ( سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران) طی 32 سال خواهیم بود که گویای تداوم
حضور مردم در صحنه در جهت تأیید و حمایت از نظام جمهوری اسلامی است.
اکنون
دیگر هفت تالار را پشت سر گذاشته و سرما و گرما، تصاویر و صدای انقلاب و پیروزی از
دیدگان و افکار بازدیدکنندگان گذشته است. منزل آخر یا همان هشتمین تالار (تالار
نماد و مقاومت) مکانی بدون سقف و دیوار است. تالاری با سقف آسمان که بیننده می
تواند تمام آنچه را که دیده و شنیده یکبار دیگر از نظر بگذراند. وارد فضای باز می شوی،
مکانی که در آن می توان دو رکعت نماز خواند، قدری تامل کرد و به تمام وقایع 80 ساله
ایران اندیشید.
تالار
نماد مقاومت
یادی
دوباره زنده می شود و این زنده شدن، زیستنی جاودانه خواهد بود. حکایت یک مسجد است.
مسجدی که سنگر بود. سنگر شد و ایثار در درونش رویید. مسجدی جامع که خبر از جنوب آورده.
آمده و در قلب پایتخت می تپد. مسجد جامع خرمشهر.
مسجد
جامع خرمشهر است که مردان همرزم دیروزش، پرتوی از آن برداشته و قلب پایتخت را خورشید
باران کرده اند؛ درست همین جایی که درختان باغ موزه دفاع مقدس و ترویج فرهنگ مقاومت،
به احترام نماد هم شکل و هم اندازه اش، قیام کرده اند و مقیم همین حوالی خواهند بود.
خواهند ماند و با مسجد خرمشهر، ابدیت خواهند سرود.
آنهایی
که آن روزها را ندیده و یا به یاد ندارند امروز به دنبال تاریخی ملموس تر از دفاع مقدس
می گردند. تاریخی که روایت آن در کتابها، تلویزیون و سینما نتوانسته فرهنگ ایثار و
شهادت را به درستی به نسل امروز منتقل کنند در حالی که برخی کشورها در مورد وقایعی
اینچنینی آنچنان حماسه سرایی و داستانسرایی می کنند گویی که قهرمانان آنان قدرتهایی
ماورایی داشتند حال آنکه مرور شجاعتها و ایثارگریهایی رزمندگان ایران نشان می دهد دلاورمردیها
و خلوص نیت آنان بی مانند بوده و اکنون نیز باید یاد همه آنها را با تمام توان زنده
نگاه داشت و داستانهای آن را نسل به نسل منتقل کرد.